facebook instagram telegram aparat twitter.png

به شبکه‌های اجتماعی ایران نگری بپیوندید

سفر نگری

قزوین، گذری نیست، دیدنی است ;)

تاریخچه شهر قزوین

نویسنده بازدید ایجاد شده به روز رسانی
254
دوشنبه 1398/8/6 15:17:55
پنجشنبه 1399/5/2 10:58:06

به دلیل اهمیت بالا همواره قزوین مورد توجه حکام و امرای محلی و کشوری قرار داشته، به‌طوری که همین شرایط باعث انتخاب آن به مدت 51 سال به عنوان پایتخت سلسله‌ی صفوی شد و پس از آن در زمان شاه طهماسب اول  به سرعت مراحل رشد و ترقی را پیمود و اهمیت ویژه و منحصر به فردی پیدا کرد.

افزودن اصلاحیه برای این محتوا

به اشتراک بگذارید

مدت زمان تقریبی خواندن: 1 دقیقه

    مقدمه

    شهر کهن قزوین از گذشته‌های دور جزو شهرهای مهم و قابل توجه ایران بوده است. از دلایل مهم این اهمیت می‌توان به موقعیت جغرافیایی و استراتژیکی آن اشاره کرد. قزوین در محل تلاقی راه‌های اصلی شمال به جنوب و شرق به غرب ایران بوده، به همین سبب چه در دوران پیش از اسلام و چه در دوران اسلامی از اهمیت سیاسی و نظامی ویژه‌ای برخوردار بوده است. در واقع قزوین شهری بوده که کاروان‌های زیارتی، سیاحتی و تجاری و همین‌طور لشگرهای جنگی برای رسیدن به اکثر شهرهای دیگر ایران باید از آن عبور می‌کردند. همچنین در زمان جنگ و صلح اهمیت ویژه‌ای داشته است.

    به دلیل اهمیت بالا همواره قزوین مورد توجه حکام و امرای محلی و کشوری قرار داشته، به‌طوری که همین شرایط باعث انتخاب آن به مدت 51 سال به عنوان پایتخت سلسله‌ی صفوی شد و پس از آن در زمان شاه طهماسب اول  به سرعت مراحل رشد و ترقی را پیمود و اهمیت ویژه و منحصر به فردی پیدا کرد. روند ساخت و توسعه‌ی بناها و مساجد فراوان به همراه احداث قصر و کاخ سلطنتی و گسترش فضای شهری جلوه‌ای جدید و خاص به این شهر بخشید. در این بخش از شهر نگری به تاریخچه‌ی گسترش فضای شهری قزوین در ادوار گوناگون خواهیم پرداخت. با ایران نگری بمانید.

    تاریخچه قزوین

    شهر قزوین با 50 درجه‌ی طول و 51/36 درجه‌ی عرض شمالی در فاصله‌ی 144 کیلومتری غرب تهران در جلگه‌ی وسیعی قرار گرفته است که عرض آن از شمال تا جنوب و از خاور به باختر تقریبا بین هفتاد و پنج تا هشتاد کیلومتر و مجموع مساحت آن بیش از شش میلیون نفر مترمربع و در کوه‌های خرقان واقع شده و از جنوب به ساوه و از شرق به ساوجبلاغ محدود می‌شود.

    وجود رودهای کوچک که از زمین‌های حاصلخیز جنوب و جنوب غربی قزوین می‌گذرد و جلگه‌های آبرفتی در نشیب جنوبی امکان تشکیل جوامع بشری را در مناطق گوناگون این ناحیه به‌وجود آورده است. آثار به‌دست آمده در حفاری‌های تپه‌های سگزآباد و محوطه‌ی قبرستان مخصوصا تپه‌ی زاغه معرف دوران طویل استقرار بشر در دشت و اطراف آن و معرف تمدنی است که از هر جهت قابل مقایسه با تمدن پیش از تاریخ چشمه علی (شهر ری) در فلات ایران است. با توجه به شباهت آثار طبقه‌ی مرتفع تپه‌ی زاغه با آثار چشمه علی و همچنین طبقه دوم سیلک می‌توان نتیجه گرفت که آخرین دوره‌ی استقرار در تپه‌ی زاغه در حدود اواسط هزاره‌ی پنجم پیش از میلاد بوده است. (نگهبان)

    وجود راه‌های طبیعی بین شرق و غرب که برخورد فرهنگ و تمدن‌ها را امکان‌پذیر ساخته، در دوران آغاز تاریخ و دوره‌ی تاریخی رفته‌رفته بر اهمیت این ناحیه افزوده و در دوران قبل از اسلام حصارهایی که در حوزه‌ی دشتبی و ابهررود و خررود برای حفظ موجودیت کشتزارها و هستی ساکنین در برابر هجوم مردم کوهستانی به وجود آمد، رفته‌رفته پایه و اساس شهری را ریخت که اهمیت اقتصادی و نظامی داشت و دولت ساسانی از آن جا به عنوان پایگاهی بر ضد مردم دیلم استفاده می‌کرد. پس از آ‌ن‌که قزوین به تصرف مسلمانان درآمد چون طایفه‌های دیلم در کوهسارهای شمالی حتی در اوج قدرت ساسانیان از آن‌ها اطاعت نمی‌کردند، در برابر فاتحین اسلام نیز ایستادگی کردند و به حملات خود به قزوین و نواحی اطراف آن بیش از پیش ادامه دادند. به همین جهت مسلمانان پس از فتح قزوین، این ناحیه را به صورت پایگاهی برای جلوگیری از حملات دیلمیان درآوردند و قزوین به یک منطقه‌ی مرزی و سنگر مسلمین تبدیل شد و مورخان اسلامی آن را یکی از مرزهای اسلام می‌دانستند. (مستوفی) پس از ورود اسلام روند شهرسازی و گسترش بافت مسکونی در قزوین، شتابی دو چندان گرفت تا آن‌جا که در مدتی کوتاه به عنوان «باب الجنه» یا دروازه بهشت نامیده شد. در متون تاریخی به وجود شارستان و حصار بافت شهری قزوین و مسجد جامع در درون حصار شهر و همچنین باروی قزوین و بازارهای درون آن اشاره شده است. تاریخ نویسان علاوه بر حصار و بارو از محلات نه‌گانه‌ی قزوین در نیمه‌ی سده‌ی هشتم هجری یاد می‌کنند. در سده‌ی نهم هجری هم به وجود قلعه‌ای در قزوین اشاره شده که تا زمان شاه طهماسب نیز وجود داشته است. قزوین بیشتر آبادانی خود را در زمان سلجوقیان به دست آورده است. (کیانی)

    در حمله‌ی مغول شهر قزوین گرفتار قتل و غارت و آتش‌سوزی شد ولی در حکومت ایلخانی موقعیت گذشته‌ی خود را بازیافت و تا ظهور دولت صفوی به‌عنوان یک مرکز مهم اقتصادی و ارتباطی باقی ماند.

    در دوران صفوی با انتخاب قزوین به عنوان پایتخت در دوره‌ی شاه طهماسب قزوین لقب دارالسلطنه را به خود گرفت و با طرحی از پیش تعیین شده تغییراتی در ساختار کالبدی شهر پدید آمد. انتخاب قزوین به عنوان مرکز سیاسی، سبب رونق و رشد شهر و بازسازی مجدد آن شد. بناهایی چون مجموعه‌ی میدان عالی قاپو، کاخ‌های سلطنتی شامل درگاه دولتخانه و خلوتخانه دو طبقه زرنگار موسوم به عمارت نو و عمارات جهان‌نما واقع در شرق و غرب میدان سعادت و ایجاد مجموعه‌ها و بناهای همگانی چون باغ‌ها، کاروانسراها، شبکه بازارها، حمام‌ها، مساجد، مدارس، آب‌انبارها، دارالشفا و... باعث گسترش فضای شهری قزوین و تبدیل یک شهر بزرگ تاریخی به پایتخت ایران در این دوره شد. رشد و پیشرفت شهر قزوین در سال‌های اولیه‌ی پایتختی سبب رونق راه‌های تجاری و رفت و آمد چشم‌گیر سفیران و تاجران شد.

    در این دوره، شهر به دلیل افزایش تراکم جمعیتی از نظر امکانات زندگی به ویژه منابع آب، در کمبود قرار گرفت پس با ساخت قنات‌های جدید و استفاده از آب رودخانه‌ها و تاسیس شبکه‌ی آب‌انبارها، شهر در محورهای جدیدی گسترش یافت. مرکزیت اصلی شهر که روی محدوده‌ی مسجد جامع قرار داشت، با اجرای این تغییرات به سوی شمال مسجد جامع، یعنی شبکه‌ی بازار و میدان شاه (میدان سعادت) انتقال یافت. در واقع گسترش قزوین در این دوره در زمین‌های جعفرآباد (مجموعه‌ی جدیدی که به دستور شاه طهماسب در شمال شهر قدیمی ساخته شد)  که در شمال شهر قرار داشت و شامل زمین‌های کشاورزی می‌شد، اتفاق افتاد. در آن سال‌ها سیلی ویرانگر و دو زلزله‌ی سخت در قزوین رخ داد که خرابی و تلفات بسیاری به بارآورد.    

    حمدالله مستوفی برای قزوین هشت دروازه نام می‌برد که عبارتند از : دروازه ابهر، دروازه ارداق، دروازه ری، دروازه صامغان، دروازه دستجرد، دروازه جوسق و دروازه دزج. (مستوفی)

    در زمان صفویه به اسامی دیگری از این دروازه‌ها برمی‌خوریم، که گرچه نام بعضی از آن‌ها در دوران قاجاریه تغییر یافته، اما محل آنها تغییر نکرده است.

    این دروازه ها عبارتند از: دروازه ری، دروازه پنبه ریسه، دروازه مغلواک، دروازه شاهزاده حسین (امام‌زاده حسین)، دروازه ابهر، دروازه پنجه علی، دروازه درب کوشک و دروازه کندبار.

    بیرون از این محدوده، در طرفین شرق و غرب شهر، دو رودخانه‌ی دیزج و ارنزک جریان داشت. بخشی از آب‌های شرقی که از کوه باراجین در شمال می‌آمد، آب مصرفی آسیاب‌های شمالی را تامین می‌کرد و در بخش غربی، نهری از کنار بازار جریان داشت که در مسیر قدیمی آن، خیابان سعدی کنونی احداث شده است. حد جنوبی شهر، میمون قلعه و قبرستان عتیق قرار گرفته که قبلا بارویی نیز داشته است و دروازه‌ی کوشک، حد نهایی شمال شهر بوده است.

    بدین ترتیب، محدوده‌ی قزوین در دوره‌ی صفوی که بافت اصلی شهر را در بر می‌گرفت از سمت جنوب از میمون قلعه به قبرستان عتیق کشیده می‌شد، مسیر رودخانه بازار را به سوی شمال طی می‌کرد و از آن‌جا در مسیر خندق شمالی تا حکم آباد (گردشگاه عمومی امروزی) ادامه می‌یافت و سپس از مسیر رودخانه‌ی شرقی می‌گذشت و در امتداد این مسیر، دروازه‌های پنبه‌ریسه و ری قرار داشت. بافت دوران اسلامی، خصوصا دوران سلجوقی و مغول، نظیر مسجد جامع عتیق و مدرسه‌ی حیدریه و مقبره‌ی حمدالله مستوفی در بخش جنوبی و شرقی این محدوده قرار دارد.

    تا زمان شاه طهماسب اول، رودخانه‌ی بازار خندق غربی شهر بوده و نزدیک این محل دروازه‌ی موسوم به پنجه علی قرار داشت و مسجدی نیز به همین نام در داخل باروی غربی بود که امروز نیز پابرجاست.

    در زمان پایتختی قزوین زمینه‌ی ساخت و احداث بناهای جدید و بازار نو و باغات و کوشک‌ها آغاز شد و به خصوص ایجاد کاروانسراها و بازارها به رونق اقتصادی قزوین افزود و این شهر رفته رفته جای تبریز را گرفت و سبب شد تا عده‌ی بیشتری از بازرگانان و پیشه‌وران در محلات جدید اقامت کنند.

    در حال حاضر از بیست محله و گذر شهر قزوین آثار باقی‌مانده از دوران صفوی در محله‌های زیر واقعند:

    1. مدرسه و بقعه پیغمبریه و عمارت چهلستون و عالی قاپو و مسجد شاه (مسجد النبی) در محله‌ی درب کوشک.
    2. بقعه‌ی چهل تن در محله بالاغی
    3. مسجد جامع عتیق و آب انبار مسجد موسوم به آب‌انبار علیخان و مدرسه‌ی خلیفه سلطان در محله‌ی خیابان
    4. بقعه‌ی امامزاده حسین در محله‌ی دباغان
    5. مدرسه مولاویردی‌خان و آب انبار مولاویردی‌خان در محله‌ی قویون میدان.

    در دوران شاه عباس کم آبی از مسایل جدی شهر قزوین در آن دوران بود، که حتی با وجود کندن چندین قنات و ساختن آب‌انبارها در این باره چاره ساز نبوده است. از آن‌جا که شاه عباس در پی رسیدن به خواست‌های بزرگ و رقابت با دولت عثمانی و کشورهای اروپایی بود، در قزوین، این امکان برایش فراهم نمی‌شد و این شهر توانایی رشد و توسعه‌ی بیش از آن را نداشت. از این رو اگر چه در دوران شاه طهماسب، یکی از عوامل و عناصر قاطع انتقال پایتخت به قزوین، ترس از نفوذ عثمانیان و ناامنی تبریز بوده ولی در دوره‌ی شاه عباس ظاهرا وی تحت شرایط دیگری دست به این انتقال زده که به نظر مهم‌ترین آن امکانات مناسب برای ساخت یک پایتخت جدید بوده است. با این وجود با انتقال پایتخت، قزوین اعتبار و شکوه خود را از دست نداد و به خاطر موقعیت مواصلاتی و اهمیتی که داشت مورد توجه بوده است.

    کلام آخر

    گسترش شهری ارتباط پیچیده‌ای با عوامل طبیعی و فعل و انفعلات حاکم بر جامعه دارد، از این رو، در رشد و توسعه‌ی شهرها و علت‌یابی تحولات تاریخی آن‌ها توجه به عوامل طبیعی و جغرافیایی ضروری است، به شکلی که بسیاری از رویدادهای تاریخی را بدون ارتباط با این مسئله نمی‌توان مورد بررسی قرار داد. قزوین پس از پایتخت شدن مرحله‌ی جدیدی از حیات خود را شروع کرد که یکی از جلوه‌های آن ساختار شهری بوده است. از آن‌جایی که تاثیر عوامل محیطی در مکان‌یابی و رشد و توسعه‌ی شهرها اهمیت زیادی دارد، قزوین به علت وقوع بسیاری از حوادث طبیعی در کنار محدودیت‎‌های دیگر، از تکامل رونق شهرسازی و ادامه توسعه بازماند.

    افزودن دیدگاه
    تاریخچه شهر قزوین تاریخچه شهر قزوین - کاروانسرای شاه 2020-07-23 10:58:06 به دلیل اهمیت بالا همواره قزوین مورد توجه حکام و امرای محلی و کشوری قرار داشته، به‌طوری که همین شرایط باعث انتخاب آن به مدت 51 سال به عنوان پایتخت سلسله‌ی صفوی شد و پس از آن در زمان شاه طهماسب اول  به سرعت مراحل رشد و ترقی را پیمود و اهمیت ویژه و منحصر به فردی پیدا کرد. تاریخچه شهر قزوین - بازار تاریخچه شهر قزوین - امامزاده حسین تاریخچه شهر قزوین - درب کوشک تاریخچه شهر قزوین - Iranwatching Barajin Salamat Road Qazvin, Qazvin Province, Iran. , info@iranwatching.com

    دیدگاه ها

    لینک دیدگاه پاسخ کاربر مهمان

    کاربر مهمان

    شنبه 1399/3/31 16:06:40

    قزوین هر تیکش واقعا قشنگه و تاریخی من که کلی ازش خاطره دازم زمانی که اونجا دانشجو بودم ... هرکی که نزفته حتما توصیه میکنم بره واقعا جای قشنگیه

    افزودن دیدگاه