facebook instagram telegram aparat twitter.png

به شبکه‌های اجتماعی ایران نگری بپیوندید

اهمیت ادبیات فارسی

نویسنده بازدید ایجاد شده به روز رسانی
288
پنجشنبه 1398/7/4 11:48:43
پنجشنبه 1399/5/2 10:57:55

شعر و ادب فارسی مهمترین و عالیترین رسانه های فرهنگی در ایران بعد از اسلام است و جاندارترین و قوی ترین نموداری است که وجدان ایرانی برای بیان احساس و اندیشه و سرِ پا ماندنِ خود برگزیده است. ماموریت شعر فارسی در ایران نسبت به ملت های دیگر اندکی تفاوت دارد و آن این که در ملت های دیگر جنبه زیبایی و التذاذ ادبی، سهم بزرگی در آثار ادبی دارد ولی ما هویت و سیر اجتماعی و تاریخی خود و این که چه بوده ایم و که بوده ایم را در ادبیاتمان جستجو می کنیم.

افزودن اصلاحیه برای این محتوا

به اشتراک بگذارید

مدت زمان تقریبی خواندن: 1 دقیقه

    شعر و ادب فارسی مهمترین و عالیترین رسانه های فرهنگی در ایران بعد از اسلام است و جاندارترین و قوی ترین نموداری است که وجدان ایرانی برای بیان احساس و اندیشه و سرِ پا ماندنِ خود برگزیده است. ماموریت شعر فارسی در ایران نسبت به ملت های دیگر اندکی تفاوت دارد و آن این که در ملت های دیگر جنبه زیبایی و التذاذ ادبی، سهم بزرگی در آثار ادبی دارد ولی ما هویت و سیر اجتماعی و تاریخی خود و این که چه بوده ایم و که بوده ایم را در ادبیاتمان جستجو می کنیم و همین موضوع اهمیت ادبیات فارسی را نمایان می سازد.

    ملت های متمدن دیگر از رسانه های دیگری مانند موسیقی، مجسمه سازی و نقاشی و نمایش نیز برای بیان عواطف و احساسات خود استفاده می کردند اما بعد از ورود اعراب به ایران اوضاع به گونه ای تغییر یافت که این رسانه ها به حاشیه رانده شدند و از این رو نبوغ ایرانی بر شعر فارسی متمرکز گشت و در سایه پوشیده گویی ها، کنایه ها، استعاره ها و نماد ها حقیقت را نمایاند.

    روی آوردن مردم ایران به شعر نیز نوعی مساله دفاعی بوده است. زندگی ایرانی ها تقریبا در دوران قبل از اسلام مثل این بوده که در یک قلعه زندگی می کردند، قلعه ای مستحکم، با باروهای بلند! زیرا کشور یکپارچه بوده و حکومت موظف بوده که آن را از تعرّض خارجی حفظ کند. در هر زمان در ایران بیش از یک فرمانروا نبوده و آن هم نیرومند بوده و چون ایران در نقطه ای قرار داشته که دایما در معرض حمله های خارجی بوده است، فرمانروا می بایست کشور را از هر جهت مجهز نگاه می داشت.

    در دوران بعد از اسلام، این باروها فرو ریخته است و قلعه و دیوار ندارد. مسیولیت حفظ کشور و حفظ آن چه که به آن «استقلال» در مفهوم زمان، یا در یک کلمه حفظ «ایرانیت» نه بر عهده حکومت، بلکه بر عهده مردم ایران بوده است. تمام افرادی که در داخل این قلعه بی بارو زندگی می کردند، وظیفه دفاع از خانواده، از حیثیت قومی و از این که بتوانند در محیطی قابل قبول بر سر پا بمانند، خود بر عهده داشتند و دفاع کننده حکومتی وجود نداشت. در این زمان همان اراده مردم و معتقدات آنان می بایست به کار افتد. این است که ادبیات فارسی، به عنوان مهمترین رکن دفاع کننده، هم در مقام تسلی دهنده مردم و هم رام کننده مهاجم، این مسیولیت را بر عهده گرفت. (محمدعلی اسلامی ندوشن، از رودکی تا بهار)

    سعی و تلاش ایرانیان در راه تجدید مجد و عظمت گذشته سودی نبخشیده بود و مقاومت هایی که در این راه صورت گرفت، به نوعی در هم شکسته شد. قیام مختار در قالب سپاهیان ایرانی، قیام طاهر و مازیار و ابومسلم و بابک و افشین و مرداویج و یعقوب و دیگری به پیروزی نهایی منجر نشد و به تحلیل رفت. ورود ترکان و جایگیری و استحکام آن ها و همدستی آنان با خلفای بغداد، عملا مقاومت نظامی و درگیری مستقیم را از ایرانیان سلب کرده بود. اما ایرانی در چاره جویی راه و روش خاص خود را دارد و به قدر کافی به فرهنگ خود اطمینان داشت که بپندارد خارجی را در خود مستهلک می کند. (محمدعلی اسلامی ندوشن، ایران و تنهاییش)

    از این رو ایرانی بیشترین استعداد و نبوغش را در شعر به کار انداخت و شعر، مهمترین کانون همدلی و تفاهم و زبان حال و زبان دل ایران و ایرانیان گردید. بدین ترتیب قدرت شمشیر دیگران بالای سرِ ما، ما را به سوی قلم راند و دبیر و شاعر و سخنور شدیم. (داریوش آشوری، شعر و اندیشه) از این رو بیشتر استعدادها و نبوغ ها در شعر به کار انداخته شد و شاعران در صف نخستین گزارشگران احوال و جهان بینی ایرانی قرار گرفتند و ادبیات فارسی، بارِ ادراک و احساسِ قوم ایرانی را در طی هزار و یکصد سال تاریخ بر دوش کشید و وظیفه پاسداشت تاریخ و وحدت و حیات ملّی آن، بر شانه ادبیات فارسی سنگینی کرد. (محمدعلی اسلامی ندوشن، آواها و ایماها)

    با این حال آن چه را که ما باید از قوم ایرانی و باورها و آیینها و اعتقادات و سیر تفکّر و تحوّل اجتماعی او بدانیم، در آیینه شعر و ادبیات ما منعکس شده است و این سیر و تحوّل فکری و فرهنگی منعکس شده در ادبیات، زیرساخت های اجتماعی ایران را نیز بازتاب می دهد. ایرانی در پناه ادبیات، پاکترین عواطف و جانگدازترین زخم های رسیده به خود و آرزوهای ناگفتنی و سهم ها و بهره های لگد کوب شده و خواسته های انسانی خود را در همین تک رسانه ادبیات به گوش قرن ها رسانید است.

    ادبیات ما همه جنبه های زندگی و فرهنگ ایرانی را ، اعم از آداب و رسوم، آیین سوگواری و جشن و مهمانی، انواع شغل ها، غذاها، بازی ها و حتی بازی های اطفال و سرگرمی های آن ها،خرافه ها، فقر و محرومیت، زورگویی و استبداد حاکمان، جنگ ها و تعصّب های دینی، اخذ مالیات، ریاکاری ها، دشنام ها، فلَک نالی ها، هویّت و ملّیت، طرایف شهرها، دیدگاه اجتماعی نسبت به زن، قشرها و طبقه ها، اوضاع شعرا و روستاییان و بازرگانان و بازاریان و روحیات آن ها، روحیات مردم، ویژگی های اقوام مختلف، مسایل پزشکی و شیوه درمان بیماری ها، ضرب المثل ها و افسانه ها، عامیانه ها و تعویذها، چاره های دفع چشم زخم، باده نوشی، برده داری، غذا خوردن، خانه ساختن، دوست یافتن، سخنگویی، گرمابه رفتن، شکار، زن خواستن، دبیری، سپهسالاری و پادشاهی و همه و همه را در خود بازتاب داده است که شرح هر یک از این ها گفتار جداگان های را طلب می کند.

    برای آشنایی با موارد ذکر شده با ایران نگری بمانید و مقالات آینده ما در بخش فرهنگ و ادبیات ایران را بخوانید.

    افزودن دیدگاه
    اهمیت ادبیات فارسی اهمیت ادبیات فارسی - شاهنامه فردوسی - داستان رستم و اسفندیار 2020-07-23 10:57:55 شعر و ادب فارسی مهمترین و عالیترین رسانه های فرهنگی در ایران بعد از اسلام است و جاندارترین و قوی ترین نموداری است که وجدان ایرانی برای بیان احساس و اندیشه و سرِ پا ماندنِ خود برگزیده است. ماموریت شعر فارسی در ایران نسبت به ملت های دیگر اندکی تفاوت دارد و آن این که در ملت های دیگر جنبه زیبایی و التذاذ ادبی، سهم بزرگی در آثار ادبی دارد ولی ما هویت و سیر اجتماعی و تاریخی خود و این که چه بوده ایم و که بوده ایم را در ادبیاتمان جستجو می کنیم. Iranwatching Barajin Salamat Road Qazvin, Qazvin Province, Iran. , info@iranwatching.com

    دیدگاه ها

    هنوز دیدگاهی برای این محتوا درج نشده است. با درج دیدگاه خود، اولین نفر باشید!

    افزودن دیدگاه