facebook instagram telegram aparat twitter.png

به شبکه‌های اجتماعی ایران نگری بپیوندید

سبک پارسی در معماری (قسمت دوم)

نویسنده بازدید ایجاد شده به روز رسانی
301
چهارشنبه 1398/8/8 00:32:20
پنجشنبه 1399/5/2 10:58:06

عروج هخامنشیان به سوی اوج، ارتباط کاملا منطقی با سایر رفتارها و قانونمندی های معماری دارد و قبل از همه‌ی این ها وجود پایه‌دار و مسلم کرسی بندی‌های مرتفع و دیوارهای خاک ریزی شده جلب توجه می کند؛ که به بنا شخصیت می دهد و آن را متجلی و برپا می دارند.

افزودن اصلاحیه برای این محتوا

به اشتراک بگذارید

مدت زمان تقریبی خواندن: 1 دقیقه

    تخت جمشید

    ساختمان‌های تخت جمشید نزدیک به پنج سده‌ی قبل از میلاد ساخته شدند که عبارت اند از پلکان بزرگ ورودی، دروازه‌ی ملل، کاخ آپادانا، تالار صد ستون، ورودی کاخ مرکزی، تچرای داریوش، هدیش خشایارشا و حیاط رو به روی آن، تالار شورا، خزانه‌ی شاهی و... در نقشه‌ی این ساختمان‌ها درونگرایی به خوبی دیده می‌شود به صورتی که هر ساختمان دارای فضاهای خدماتی و راهروهای مجزا بوده و نیاز به فضاهای دیگر نداشته است. این امر به دلیل باورها و عقاید ویژه‌ای که آن زمان به حجاب داشته‌اند اتفاق افتاده است، حتی بر روی نگاره‌ها و نقش‌های کنده شده بر روی سنگ‌ها تصویر یک زن دیده نمی‌شود. بخشی از اجزای نیارشی این ساختمان‌ها تیر و ستون بوده و از چوب در ساخت تیرپوش‌های تالار آپادانا نیز بهره‌‌گیری شده است، دیوارها نیز ستبر بودند و نمای بیرونی از تخته‌سنگ و نمای درونی از کاشی لعاب‌دار بوده است. ستون‌های تخت جمشید از بلندترین ستون‌های ساخته شده تا آن زمان در تمام دنیا می‌باشد. درباره‌ی ریشه‌یابی نقش‌های سرستون‌ها پیشتر گفته شد که آن‌ها ریشه‌ی ایرانی داشته‌اند. در مجموع طرح این ساختمان‌ها دارای نظم دقیقی است که با شیوه‌ای خاص و با دیوارهای ساده فضاهای مختلف را از هم جدا کرده است. همچنین می‌توان گفت که در تمام جهان برای اولین بار جسارت معماری از حد خود فراتر می‌رود و تالارهای ستون‌داری به وجود می‌آید که ستون‌های آن‌ها کاملا نازک هستند، تا حدی که فنون ساخنمان‌سازی مصری را به کنار می‌گذارد و از آن پیشی می‌گیرد. این نوع معماری با زمین سر جنگ دارد و می‌خواهد با شدت و به شدت هر چه تمام‌تر ریشه از زمین بر کند و سر بر افلاک ساید.

    بناهای ناشی از این معماری می‌خواهند با پیچیده کردن نقشه‌ها و مخصوص و با ستایش ستون‌ها تا سر حد امکان سر در آسمان کشند. می‌توان تصدیق کرد که هنر هخامنشی آغازگر انواع بیان معماری است، تا جایی که معماری خاور دور دین فراوانی را به تجربیات معماری ایرانی دارد. حتی باید متذکر شد که یادمان‌های گوتیک مغرب زمین لااقل آن‌چه که به جانمایه و الهامات معماری مربوط می‌شود به این معماری نزدیک است.

    عروج هخامنشیان به سوی اوج، ارتباط کاملا منطقی با سایر رفتارها و قانونمندی‌های معماری دارد و قبل از همه‌ی این‌ها وجود پایه‌دار و مسلم کرسی‌بندی‌های مرتفع و دیوارهای خاک‌ریزی شده جلب توجه می‌کند؛ که به بنا شخصیت می‌دهد و آن را متجلی و برپا می‌دارند. همچنین وجود پلکان‌های مجلل و باشکوه و ورودی‌های شیب دار آن‌ها؛ در آن زمان بی‌سابقه و ناشناخته بوده است. آتشکده‌ها نیز تماما به شکل برج هستند. مخصوصا باید به گورهای صخره‌ای آن اشاره کرد که علی رغم سنن کاملا متداول آن زمان این گورها در دیواره‌های صخره‌های مرتفع کوه‌ها حفاری شده‌اند و هنوز در محوطه‌های غیرقابل دسترس قرار دارند که نمونه‌ی بارز آن، نقش رستم است.

    این هنر تمام رویاهای سترگ و با هیبت را و تمام چیزهایی که دیده می‌شوند و یا به خیال می‌آیند، تحقق می‌بخشد. همه‌چیز در قالب یک نظم هندسی و جوامع فرمانبردار، نماینگان و... را در بر گرفته است. نمایندگانی که هنوز هم شاهد حرکت دسته جمعی آرام و موقر و سلسله مراتبی تحت سلطه شاهنشاهی متعالی آن‌ها هستیم. ولی هنوز هم براین باوریم که پرواز اهورامزدا خدای آسمان شاهان هخامنشی را نقش برجسته‌های ورودی تریپولین، که خشایارشا در پی پدر تاجدار خود داریوش روان است، هویدا و الهام بخش می باشد. آیین یکتاپرستی و آسمانی و ملکوتی شاهان هخامنشی خود گواه بارزی بر سطح عالی اخلاقیات هخامنشیان است و زبان معماری آن ها مایع و جوهر آشکاری را بروز می دهد که از این اخلاقیات اشباع شده است، خود یونانی‌ها علیرغم اینکه مردم پارس بربر می دانستند ازبسیاری از مفاهیم فلسفی و مذهبی همین مردم متاثر بودند.

    معماری هخامنشی مبتنی بر تکرار یاخته‌های مربعی شکلی است که سابقه‌ای بسیار کهن دارد. این یاخته ها کاملا بنا بر مقتضیاتی که شکل‌های ساده‌ی قائم الزاویه می‌شوند و با برافراشته شدن و سر به سوی آسمان کشیدن حقیقتا و به خصوص در بعد سوم، (بعد عمودی) موجب تجربه‌ی شعبه الهامات نوین می گردد.

    ما مطلقا قادر نخواهیم بود که استطاعت و توان این ترکیب کننده‌ی ناشناخته‌ی هخامنشی را نادیده بگیریم، پس لااقل از هم اکنون باید اقرار کنیم که یونانی‌ها در سایه‌ی همین سهمیه‌های نوینی که از هخامنشیان اقتباس کرده بودند توانستند در قلب زبان ویژه‌ی معماری مربوط به خودشان و مسلما به شیوه‌ای آزادتر و قابل انعطاف‌تر مکنونات قلبی خود را بهتر از قبل بیان کنند.

    به طور کلی ویژگی های شیوه پارسی را می توان چنین بیان کرد

    معماری

    • بهره گیری از شیوه‌ی آرارتو در طرح فضاهای راست گوشه، تالارهای ستون‌دار و کلاوه‌ها
    • ساخت ساختمان روی سکو و تخت‌گاه
    • درونگرایی (به ویژه در تخت جمشید و شوش)
    • ارتباط دادن بخش های فرعی همچون آشپزخانه با راه‌های پنهانی به ساختمان اصلی
    • ساخت سایبان و آفتاب‌گیر در جاهای ضروری
    • زیباسازی پیرامون ساختمان‌ها، تچرا، هدش، آپادانا با استخر و آب‌نما و پردیس

    نیارش

    • روش آسمان سقف تخت چوبی و شیب‌دار با تیر ریزی عمود بر هم و دهانه‌های بزرگ با تیرچه‌ی چوبی سخت بریده و درودگری شده
    • دیوارهای جداکننده با خشت
    • بهره‌گیری از آسمانه‌ی خمیده و طاق در زیرزمین‌ها
    • سنگ بریده و منظم پاکتراش و گاه صیقلی از بهترین و مرغوب‌ترین‌ها
    • پی‌سازی با سنگ لاشه و گاوروس
    • نماسازی بیرونی با سنگ‌تراش و نماسازی درونی با کاشی لعابدار
    • پرداخت کف بهترین ساخت‌مایه‌ها

    آرایه

    • بهره‌گیری از پایه‌ی ستون و سرستون آرایش سرستون‌ها با جزئیاتی که برای بارگذاری فرسب (تیرچه) های چوبی کاملا متناسب و منطقی باشد
    • آرایش درگاه‌ها و سردرها با بهره‌گیری از زغرها و پتکانه‌ها
    • آرایش فضاهای درونی با کاشی لعابدار
    • آرایش تارمی پلکان‌های کوتاه و مالرو با نقش های برجسته و کنگره‌های زیبا
    افزودن دیدگاه
    سبک پارسی در معماری (قسمت دوم) سبک پارسی در معماری (قسمت دوم) - 2020-07-23 10:58:06 عروج هخامنشیان به سوی اوج، ارتباط کاملا منطقی با سایر رفتارها و قانونمندی های معماری دارد و قبل از همه‌ی این ها وجود پایه‌دار و مسلم کرسی بندی‌های مرتفع و دیوارهای خاک ریزی شده جلب توجه می کند؛ که به بنا شخصیت می دهد و آن را متجلی و برپا می دارند. Iranwatching Barajin Salamat Road Qazvin, Qazvin Province, Iran. , info@iranwatching.com

    دیدگاه ها

    هنوز دیدگاهی برای این محتوا درج نشده است. با درج دیدگاه خود، اولین نفر باشید!

    افزودن دیدگاه